بربادرفته

تهران لعنتی یا تهران دوست داشتنی 

تهران در ساعت 5 

+نوشته شده در شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۳ساعت٤:٤۱ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

دارم فکر میکنم مشکل از منِ ، یا من درک نمی کنم خیلی چیزا رو یا انتظارم از آدما زیاده ...اگر مشکل از من نبود حتمن تا حالا یه مامن امنی برای خودم پیدا کرده بودم.تمام انتخابای زندگیم اشتباه بودن.حس می کنم برای همیشه توی زندگیم باید تنها بمونم.

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢ساعت۱٢:٢٦ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

خوشحالی....

 

یه زندگی بی سر و ته ، یه زندگی بی سر و سامون....

 

خوشحالی چیه؟

 

 

 >

 

+نوشته شده در یکشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٢ساعت٢:٥٢ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

+نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱ساعت٦:٠٧ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

چقدر تنها شدم.... .

      چقدرتنهام....... .

            چقدر ........ .

+نوشته شده در جمعه ۱۱ اسفند ۱۳٩۱ساعت٧:٢۱ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()


نه نه نهههههههههههه
بحثمون می شه.........
قهر میکنه می ره توی اتاق
در اتاق نیمه بازه از لای در نگاهش می کنمکه روی تخت دراز کشیده

 

 

 


یه سینی پر میوه وسط اتاق یکطرف دیگه آینه ووسایل آرایشی
طرف دیگه یکی دراز کشیده و اون یکی داره صورتشو بند می اندازه
..........

پاشو بیا اینجا داریم غیبت می کنیم
انارها بریده می شه آبش می پاچه.دونه هاش پرت می شه وسط اتاق
روی میز شلوغه- یک لیوان چای وسط ورقه ها موبایل

لامپ و سرپیچ

چند تا پاکت خالی سیگار

–دسته کلید و گیره مو.......


سیب زمینی ها روی گاز توی قل قل آب جوش بالا و پایین می ره.

از سقف سوراخ دستشویی آب می چیکه.........
می گه ایششششششششششششششششششششششششششششششششششش
نجس

شدمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

قدم می زه از اینور به اونور .
این کیه؟؟؟؟؟؟
-نفرته—سراپا نفرت

ازت متنفرم،متن متفرم،متنفر


باید برم بیرون داد بزنم زیر بارون ازت متنفرممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
دارم خفه می شم.

صدای دوهل میاد
نه اشتباه می کنی صدای بارون می اد
من میدونم تو همیشه اشتباه می کنی.
نه نهههههههههههههههههههههههه
چرا اینجا صدای داد شنیده نمی شه
اهههههههههههه
لعنت
چه اه غلیظی
بارون
می گه مناز اون خاطره دارم
ندارم ندارم می فهمی
پس گلای نرگس چی شد؟؟؟
چی شد بگو؟
چه می دونم چی شد. من چیزی یادم نمیاد.
حوصله ندارم
ولم کن.....
به مجسمه بلاهت تبدیل شدی.
شدی.
نه نشدممممممم.
چقدر جدل می کنی.
به اعماق فرو رو و هرگز به سطح نیا.

بزن بزن که داری خوب می زنی
ببین چه عروسک خیمه شب بازی خوبی هستم حالا نخ هام دست توا می تونی منو هر جور دوست داری برقصونی..........
برقصون بچرخون
می چرخممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
کی گفته من مستم.خیلی هم حالم خوبه ها.
بگو بشین  می شینم بگو پاشو پا می شم بگو برو می رم بگو بمون می مونم بگو حسود باش حسود می شم بگو گیر نده گیر نمی دم
بگو بشینم می شینم..........
آسیا پاشو پا نمی شم.
جون خاله جون
پا نمی شم
جون عمه جون
پا نمی شم
جون سنگ سیاه
پا نمی شم
جون سنگ سفید
پا نمی شم
جون خدا جون.
پا می شمممممممممممممممممم
آسیا تند ترش کن تند تر تند ترش کن
آسیا تندترش کن تند تر تند ترش کن................

این قدر تند نروکوچه تاریکه می خوری زمین
آروم آروم آرووووووووووووووووووومممممممممممممم
جیغ......................................
گریهههههههههههههههههههههههههه
سرت چی شد
خون داره خون میاد.............
دوچرخم
بابا ترمز دوچرخم شکست.
دوچرخه قناریم.

 


من یه قناری می خوام.
آخر هفته ها چی کار بکنمش.
نیستم
می میره آب می خواد دون می خواد.........
می میره.
قناریم میمیره. تنها می مونه تو قفس.بعد از تنهایی می میره.


قناریتومی دم گربم بخوره.
نمی دونه وقتی تقضاضای ترحم می کنه قدرت اقتدار رو می دزده و خلع سلاح می کنه.
خانم صورتحسابهای این ماهو کجا گذاشتی.
همون جاست.
نیست.
اصلا صورتحسابها دست من نیست.
از این به بعد حسابهای سنواتی رو بدید ایشون پیگیری کنن.
مبارکه ارتقا کارشناس ارشدتو گرفتی ایشااله بعدش خبره رو هم میزنی توگوشش.
بومیاد
بو میاد............
بوی ریا .
ریا که بو نداره.این دروغه که بو داره.
دیدی دیدی!!!!
بازم اشتباه کردی.
حیسسسسسسسسسسسسسسسس
دارن زیر آی کیومی زنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست داری مرموز باشی.
کارات مرموز نیست دارم از پشت آینه می بینمت
وقتی از این زندگی نجاتت بدم برهنه می شی.
برای درک کردن چیزای زشت هم یه جا و یه دلیل وجود داره.

 

 

 

 

 


خنده داره می گه حتی هرزگی هم می تونه صادقانه و لذت بخش باشه.
باور نمی کنی.
خوب برای اینکه تو کودنی خرفتی.
چیو می خوالی ثابت کنی
هان که چی بگو دیگه.
که چی
هر هر هر
سندروم خستگی مزمنو چی؟؟؟
اصلا تو چی می دونی.
معلومه که این چیزا رو نمی دونی.
تو می دونی دیسفوریا چیه؟
دیسفوریا
از دست تو هیچی ندارم تو خونه همه چیو می شکونی
دستت از پات دراز تره. بیش فعالی.


خانوم ما مجبوریم جای بچه شما رو از بقیه جدا کنیم.
خیلی جنب و جوش داره حواس بقیه رو هم پرت میکنه...........
..............
بچه اینقدر ول نخور تا هوشم میبره ول می خوری نمی ذاری بخوابم.
___________---
کجاست؟
این دختره کجاست؟
هیچی باز دیشب از تخت افتاد من صداشو شنیدم. دیگه عادت کرده بیدار نمی شه.
احتمالا توی پذیرایی زیر میز نهار خوری می تونی خواب پیداش کنی.



نه بابا بشر قاتل خودشه..
چه مینی مالیسم محشری بود
خوب حالا ربطش.
دنیا که ربط نمی خواد.


پاشو . جیشتو کردی.
آره به خدا قبل خواب رفتم دستشویی.
بیا این شیرو  بخور.
نمی خورم دوست ندارم.
بدددم می اد.
دستاتو می گیرم با زور می ریزم تو حلقت. آخرش که هیچی نمی خوری می میری.
بخورررررررررررررررر
نمی خورمممممممم
مامان ولللللللللللللللللللللللمم کن نمی خوررررررررررررررررمممممممم.
از شیر متنفرم.
از آبگوشت غذای لذیذیست.
آبگوشت غذای لذذذذذذذذذذذذذذذذیییییییییییییییییییذذذذذذذذذذذذذذذذذذذییییییییییییییییییییسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت.
تموم شد همه حساسیتم به کلمه لذیذ.


دندونام داره میخاره.گاز میخواد.
دلم دوپش دوپش دوپش میخواد.
وقتی دیدم توی سینه مامان یه بچه هست داره شیر می خوره
عقب عقب رفتم پشت پای بابا قایم شدم. بغض کردم.
تا 11 ماه پیش من شیر میخوردم.
ولی مامان دوا گلی زد.
تلخ بود.
تلخ.
ولی من تلخی رو دوست دارم.


--- بیا تو بیا این نینی رو ببین .
بیا ببین از بهشت برات چی آورده.
زیر پتو یه عروسک با موهای فرفری بود. شکولات.
دوست داشتم.
چون از بهشت اومده بود.


-------حالا تو باید مواظب نی نی کوچولوی خونه باشی.
مامانی که می ره سر کار تو مامانش هستی.
باشه.


آره از همون روز من شدم مامانت.
می فهمی.
حالا قهر نکن
تو باید نه گفتنو یاد بگیری.


اینقدر زندگیتو فدای رفیقات نکن .
بگو نه ههههههههههههه.

 

 

 

 


نگاه می کنم از لای در
دلم می خواد مثل یکساعت پیش بیاد وروی پام بشینه دستاشو حلقه کنه دور گردنم و با موهای صاف و ابریشمیش بازی کنم.
از بچگی عاشق این بود که کسی با موهاش بازی کنه تا بخوابه.
چند وقت بود کوچولوی من بغلت نکرده بودمت و نبوسیده بودم

 

ش

+نوشته شده در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ساعت٤:٤٦ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

هیچ وقت نباید به حرف گل‌ها گوش داد. گل را فقط باید بوئید و تماشا کرد. گلِ من تمامِ اخترکم را معطر می‌کرد گیرم من بلد نبودم چه‌جوری از آن لذت ببرم. قضیه‌ی چنگال‌های ببر که آن جور دَمَغم کرده‌بود می‌بایست دلم را نرم کرده باشد...»

یک روز دیگر هم به من گفت: «آن روزها نتوانستم چیزی بفهمم. من بایست روی کرد و کارِ او در باره‌اش قضاوت می‌کردم نه روی گفتارش... عطرآگینم می‌کرد. دلم را روشن می‌کرد. نمی‌بایست ازش بگریزم. می‌بایست به مهر و محبتی که پشتِ آن کلک‌های معصومانه‌اش پنهان بود پی می‌بردم. گل‌ها پُرَند از این جور تضادها. اما خب دیگر، من خام‌تر از آن بودم که راهِ دوست داشتنش را بدانم!».

 

 

 

====

""آنچه چه گُلت رو برات اینقدر مهم کرده، عُمریه که به پاش صرف کردی""                                                                                                                                                                    

 

 آدما این حقیقت رو فراموش کردن، امّا تو نباید فراموش کنی،

 

اگه چیزی یا کسی رو اهلی کنی تا ابد مسؤلش هستی، تو مسؤل گُلت هستی.

 

 


+نوشته شده در جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱ساعت۱:۳٠ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

شخم زدن گذشته....گاهی نه ...همیشه درد دارد.

+نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت٤:٠٩ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

همیشه کم میارمت... .

+نوشته شده در دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت٩:٠۱ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

-می دونی حالم خوب نبود.

 

=اهوم می دونم.

-همیشه هر کی بهم نیاز داشت بودم.حالا که من نیاز دارم هیچکی پشتم نیست.

=خوب...این مشکل تواِ نه بقیه.چرا فکر می کنی کسی باید پشتت باشه.چرا باید به کسی نیاز داشته باشی.به دیگران چه ربطی داره مشکل تو. ما ههمون تنهاییم...تنهای تنها...اینو گاهی یادت میره.

حالا بباید فکر کنیم.راههای زیادی هست برای پولدار شدن.حتما یکیش

هم راه ماست.من می دونم ما موفق می شیم بدون اینکه کسی پشتمون باشه.فراموش کن دیگران رو.

- نمی دونم شاید.

=شایدی در کار نیست حتما.اول به خودت ایمان داشته باش.

+نوشته شده در یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩ساعت۸:٥٥ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()