بربادرفته

   

پدیدار شناسی نمادهای دینی

       

هدف از ارائه این مقاله، گزارشی از یک پژوهش در مورد یکی از نمادهای دینی به نام پدیده چنار خونبار قزوین است؛ نمی‌خواهم در نوشتار نسخه‌ای بدهم بلکه صرفاً با رویکرد جامعه‌شناسی، آن هم با روش پدیدارشناسی می‌خواهم ببینم در ذهنیت افرادی که این نوع مناسک و نمادها را انجام می‌دهند، چه می‌گذرد.
ادامه  مطلب پدیدار شناسی

+نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧ساعت۱:۳٦ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

می گه انگار حضورش جا رو برای خیلیها تنگ کرده بود.بهتره نباشه تا کسایی که

حرمت هیچی  رو نگه نمی دارن براحتی بتونن جُلون بدن.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧ساعت٥:٠۱ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

"تو"

باگذشته هایت بلاس و عشق بازی کن،

"من"

دلخوشم که روزی  قسمتی از"گذشته" تو می شوم.

+نوشته شده در یکشنبه ۱ دی ۱۳۸٧ساعت۱:۳۸ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

ناتانائیل:زیبایی در نگاه توست نه در آنچه به آن می نگری!

"آندره ‍ژید"

+نوشته شده در دوشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٧ساعت۱٢:٢۳ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

داشتم در مورد عقده حقارت در انسانها مطالعه و سرچ می کردم که به این حدیث از امام صادق رسیدم که کاملا منطبق به اصول روانشناسی در مورد این عقده هست:

«ما مِنْ رَجُلٍ تَکَبَّرَ او تَجَبَّرَ اِلا لِذِلَّةٍ وَجَدَها فی نفسه».

«هیچ انسانی به تکبر و جباریت آلوده نمی‏گردد مگر به سبب ذلت و حقارتی است که در ضمیر خود احساس می‏کند.»

 

بسیاری از خودخواهیها، تکبرها، انتقام‏گرفتنها، پرخاشگریها، گوشه‏نشینی و یا

خودنماییهای زنانه و مردانه، اهانتها، عقب‏نشینیها و کینه‏توزیها ازاحساس حقارت سرچشمه می‏گیرند.

+نوشته شده در جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧ساعت۱۱:٤٤ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

  زمستان که می آید بی قرار میشوم...برف که میبارد بی تابت.

+نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ دی ۱۳۸٧ساعت۳:٠٠ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

اگر قدرت از "دست دادن "را می فهمیدند

من اکنون یکی از خدایان المپ بودم

و اگر برای ضعف نیز

در بر ابر هرکول مجسمه ای می ساختند

در قبال "از دست دادن همه "

همه پرستندگان رب النوع ها

تندیس مرا بر می گزیدند.


(شریعتی)

+نوشته شده در دوشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٧ساعت٩:۳۳ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

هوس عاشقی کردم.

افسوس می دانم که دیگر آن حس بکر،لرزش دستان ،تپش قلب هنگامه خواند شعری بر روی کاغذی که نوشته:مرا تو بی سببی نیستی...براستی صلت کدامین قصیده ای ای غزل تکرار نخواهد شد.

هر چند آ ن دستنوشته  شعر،مخاطبان زیادی داشته باشد.و تو دلخوش  که یگانه بوده ای.

حال آنقدر عاقل شده ام که چون دیگران داد دهم دوستت دارم ولی عاشقت نیستم.

اما عمق وجودم دلتنگ است برای بشماره افتادن نفسهایم .تند شدن ضربان قلب

گنجشکیم...انتظارها...دلواپسیها...از خود گذشتگیها.

آنقدر عاشق که حتی در خواب هم عشق همراهم باشد...به هر سو که نظر کنم هم.

در ذره ذره سلولهایم.بند بند وجودم.

شاید حالا هم عاشقم و نمی دانم...انکار میکنم؟!

آیا عشق می میرد؟رنگ میبازد؟بوی کهنگی میگیرد؟

آیا دوباره زنده می شوددر لباسی جدید؟....جان می گیرد بهتر از گذشته؟

آیا....آیا...آیا... .

انکار پشت انکار.

 

+نوشته شده در یکشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٧ساعت۱٠:۱٥ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

جنونی تازه، زخمی نو ، نشان کرده است جانم را


و می گیرد همین ته مانده ی تاب و توانم را



=============


((من آینده را می بینم آینده آنجا تو خیابان قرار گرفته است چندان رنگ رنگ باخته تر از زمان حال نیست . چه لزومی دارد که تحقق یابد؟ تحقق چه چیزی بیشتر به آن خواهد داد))((هیچ وقت مثل امروز احساس نکرده ام که فاقد ابعاد مخفی ام .محدود به تنم هستم.محدود به افکار سبکی که چون حباب از آن بالا می روند. یاد بودهایم را با زمان حال بنا می کنم .من به درون زمان حال رانده و وانهاده شده ام . بیهوده سعی دارم به زمان گذشته بپیوندم. نمی توانم از خودم بگریزم.))(تهوع سارتر)

+نوشته شده در شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧ساعت۱٠:۱٤ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

بارها که رفته بودیم الموت -قلعه حسن صباح-دریاچه اوان- از کنار روستای زر آباد گذشته  و شنیده بودیم درختی  در این روستا وجود دارد که هنگامه اذان صبح روز عاشورا خونبار میشود.

اطلاعاتی در مورد این درخت براتون می ذارم:

در روستای « زر آباد » از توابع بخش « رودبار الموت » ، درخت چنار کهن سالی وجود دارد که به اعتقاد و شهادت اهالی محل ، هر ساله هنگام اذان صبح روز عاشورا، از ساقه های آن مایع قرمز رنگی مانند خون تراوش می کند. به همین خاطر هر سال ، افراد بسیاری از مناطق دور و نزدیک به این محل می آیند و زیر درخت خونبار می روند تا هم به عزاداری بپردازند و هم شاهد تراوش خون از آن باشند. مردم این روستا بر این باورند که بر روی بعضی از برگ های این درخت ، نام پنج تن « آل عبا » حک شده است .

اعجازوتسبیح الهی درطبیعت 5 ((جاری شدن خون ازدرخت درروزعاشورا))


شگفت انگیزتر اینکه آثار دگرگونى اجسام از شهادت آقا امام حسین ع پس از گذشت چهارده قرن هنوز در گوشه و کنار به چشم مى خورد یکى از آنها جارى شدن خون از درخت چنار زر آباد است . زر آباد یکى از قصبات قزوین و در نزدیکى قلعه الموت است که هر سال روز عاشورا هزاران نفر براى مشاهده چنار خونبار به آنجا مى روند و روان شدن خون را از درخت به چشم خود مى بینند.
آیة اللّه فقید سید موسى زرآبادى در کتاب کرامات به تفصیل از جارى شدن خون از درخت چنار در روز عاشورا گفتگو کرده از پدرش سید على و از جدش سید مهدى نقل کرده که در هیچ سالى این موضوع تعطیل نشده است ، این کتاب چاپ شده و خطّى آن در کتابخانه پسرش سید جلیل زرآبادى در قزوین موجود است . آیة اللّه مظفّرى فشرده آن را در کتاب ایضاح الحجّة آورده است مرحوم آیة اللّه العظمى مرعشى نجفى در حاشیه عروه به هنگام بر شمردن خون هاى پاک مى نویسد:
همچنین است خونى که از درختى موجود در قریه زرآباد از توابع قزوین خارج مى شود. نویسنده سطور مقدمةً خصائص الحسینیه سال گذشته با جمعى از دوستان به زرآباد رفته و روان شدن خون را از این درخت با چشم خود دیده است و از خوانندگان کتاب دعوت مى کند که روز عاشورا را به زرآباد رفته این درخت را با چشم خود ببینید این درخت در کنار قبر مطهر امام زاده اى مشهور به على اصغر بن موسى بن جعفر ع قرار دارد و ظاهرا بیش از ششصد یا هفتصد سال از عمرش گذشته است در سال گذشته که این ناچیز افتخار حضور داشته درست لحظه اذان صبح خون جارى شد و بیش ‍ از چهار ساعت ادامه داشت .

 

چنار خونبار زرآباد قزوین

متن زیر برگرفته از آلبوم چاپ شده توسط مدیریت محترم میراث فرهنگی استان قزوین می‌باشد. این آلبوم تصاویر متعددی از درخت خونبار روستای زرآباد قزوین را در بر دارد که همه ساله در سحر گاه عاشورا خون از آن جاری می‌شود. عکس های این آلبوم توسط جناب آقای مجید نور الله پور عکس برداری و با همکاری آتلیه عکس کودک و سازمان میراث فرهنگی استان قزوین به زیور طبع آراسته گردیده است. مجله خورشید مکه برای همه این عزیزان پاداش فراوان در ارایه این خدمت بزرگ، از خداوند منّان مسئلت دارد.
<وقتی جدم ابی عبد الله حسین علیه السلام به شهادت رسید برای او آسمان هفت گانه و هفت طبقه ی زمین و آن چه میان آن است گریه و نوحه سر دادند>.
حضرت امام صادق علیه السلام

در 70کیلومتری شمال استان قزوین و در منطقه ی رودبار الموت جایی که شاهرود خروشان راه خود را از میان کوه های مرتفع البرز باز می‌کند و در نزدیکی دریاچه ی زیبای اوان روستای زرآباد با مساحتی بالغ بر صد و چهل و دو هزار متر مربع واقع شده است. مدفن امام زاده علی اصغر فرزند امام موسی کاظم علیه السلام پیشوای هفتم شیعیان جهان در این روستا قرار دارد که هر سال در ایام عاشورای حسینی میزبان خیل شیفتگان خاندان عصمت و طهارت_علیهم‌السلام_ می‌باشد که از راه های دور و نزدیک جهت عزاداری سالار شهیدان به آن مکان می‌آیند. در مجاورت حرم امام زاده علی اصغر درخت چنار کهن سالی است که همه ساله در سحر گاه روز عاشورا خون از آن جاری می‌شود. درباره ی این موضوع مرحوم سید موسی زر آبادی در کتاب <کرامات> خود چنین نقل می‌کند:
.. در قریه زرآباد درختی در غرب امام زاده واجب التعظیم حضرت علی اصغر است که همه ساله در یوم عاشورا از آن درخت خون جاری می‌شود. همه ساله مردم زیادی در آن جا جمع می‌شوند محض رویت .تا به حال که سنه هزار و سیصد و بیست و دو است تخلف نکرده.