بربادرفته

شاید لازم باشه هر چه سریعتر مرکز باز پروری معتادان به اینترنت  راه بیفته.

رومهای چت...مسنجر...گوگل تاک . و...و ...وبلاگ و این چیزا کم بود. مدتیه این وبهای دو هم راه افتاده....فرند فید...تویتر...و  مای‌اسپیس ...و فیس‌بوکو...و....    هم اضافه شده.

موقع  غذا خوردن...کار ....تلفن حرف زدن و خیلی چیز های دیگه هم حاظر به جدا شدن از اینترنت نیستن.شبها چشماشون از خواب می سوزه ولی نمی تونن از این صفحه مانیتوردل بکنن.صبح  چشاشونو باز نکرده ...دست و صورتشون نشسته اول سیستمشونو روشن می کنن.

زندگی برای اینجور افراد خلاصه می شه در کامپیوتر و اینترنت و همه ارتباطهاشون هم همینطور.نمی دونم شاید یه روزی ازدواج مجازی از طریق اینترنت هم درست شه.حتی مثلا یه روش بچه دار شدن هم از این طریق ابداع شه....یا رفع گرسنگی مجازی....یا حتی س...ک...ث مجازی و لقاح مجازی...اینجوری که داره پیش می ره بعید نیست.

پر واضحه کسی که شبانه روز با کامپو تر و اینترنت محشوره دیگه حوصله ارتباط واقعی رو نداشته باشه وخسته شه از دوساعت بودن در کنار دیگران.معولا معتادا همینطورن.یه جورایی توی روابط انسانی واقعی دچار سرد مزاجی و بی حوصلگین.

بعضیها اینقدر آلوده این اعتیاد هستن که باید هر چه سریعتر به  یک

مرکز باز پروری معتادین به اینتر نت فرستاده شن که ما شا ا...تعدادشونم کم نیست.

(هر چیزی نرمی داره...ایرانی جماعت جنبه نداره...خودشو خفه ...گندشو در میاره....طرف تا خودشو خفه نکنه دست بردار نیست)

والاچشمک

+نوشته شده در جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧ساعت٩:۳٦ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

حرمت قائل شدن.

چقدر توی یک رابطه برای طرفتون حرمت قائلید؟چقدر تا حالا به اون به خواسته هاش احترام گذاشتید؟

چند بار بدون لجبازی و جواب سر بالا پای حرفاش نشستید؟

چند بار بجای گوینده خوبی بودن شنونده خوبی بودید؟

چند بار گفتید که ممکنه اشتباه کرده باشید؟

چند بار گفتید که عزیزم روی حرفات فکر می کنم؟

چقدر از چیزهای غیر ضروریتون بخاطر طرفتون گذشت کردید؟

چقدر شما سعی کردید که پایه های رابطتتونو محکم تر کنید؟

چقدر در مقابل خواسته های حتی غیر منطقی طرفتون با آرامش بر خورد کردید و سعی کردید قانعش

کنید؟

چقدر به بها و نرخ  وارزش رابططتون فکر کردید؟

تا حالا فکر کردید برای حفظ وبقای یک رابطه می تونید و حاظرید چه کارایی بکنید؟

یا اینکه به طرف مقابلتون گفتید همینه که هست می خوای بخوا نمی خوای هری... .

+نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧ساعت۳:٤۱ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

 

 

امروز حال کردم یه سری اصطلاح قزوینی بنویسم براتون:

از بَبَم جان شروع می کنم:بَبَم جان یعنی عزیز دلم.

قَََلاغ  =کلاغ

بند بگیر= آروم باش

جیزیله زَدَه=معمولا به بچه شلوغ و شیطان می گویند.

بِجَبِجَه=بالا و پایین پریدن...شلوغ کردن.

تِلیده= گندیده.به میوه و غذای  گندیده گویند.

ایوَجَر=درب و داغون

زیبیل=آشغال

چَمچه=خاک انداز

اَهول= دست و پا چلفتی...بی دست و پا

تپاندن=زورچپون کردن

ریس=طناب

اِسگلید=پاره شدن

دنگل=خنگ

 جزبلاله کردن=مثل اسپند بالا و پایین پریدن

عاجز باسن=تنبل

سیاه قندر=سیاه سوخته

فعلا همین بسه.براتون یه شعر (فولکور) قزوینی هم مینویسم:

 

بچه ها بچَمَ نَزَنیتان

جِغجغَشَ نستانیتان

گلدستَمَ نزنیتان

این بچَه  آمد خانتان

ماچ کنید بذارید طاقچَتان

بچَمَ اداشَ قوربان

پدر گَداشَ قوربان

این بچَه به کی رفتَست

به بابا قوریش رفتَست

 

+نوشته شده در دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱٠:۱٠ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

دلم می خواست بدونم اگه  همه آقایون خواجه بودن....اونوقت چند

درصدشون به خانوما میگفتن دوستت دارم.چشمک

+نوشته شده در شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱:٢٤ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

ماه رمضونه...می گن ماه مهمانی خدا ....

خوب

اینهمه دزد...اینهمه دزدی....اینهمه دروغ...اینهمه ریا...رشوه...اینهمه جنایت...اینهمه خیانت...اینهمه فقر...اینهمه فحشا...اینهمه عدم امنیت....اینهمه ترس... .

استغفراله  خدا که خواب نیست.ولی میخوام بدونم حالا که خواب نیست پس کی م یخواد یه حرکتی کنه...

 

 پس خدا آنها (قوم ثمود) را به خاطر گناهانشان درهم کوبید و سرزمینشان را صاف و مسطح کرد» (شمس، 14)،

؛ آنها به خاطر گناهانشان غرق شدند» (نوح ، 25)

این خانه‏هاى آنهاست که به خاطر ظلم و ستمشان خالى مانده است» (نمل، 52)،

 آنها را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم» (اعراف، 96)،

آنها را به خاطر گناهانشان نابود ساختیم» (انعام، 6)،

سوره: ۱۱ , آیه: ۹۵

گویى در آن [خانه‏ها] هرگز اقامت نداشته‏اند هان مرگ بر [مردم] مدین همان گونه که ثمود هلاک شدند.

.............

مگه همه اینا رو اون نگفته؟پس حالا کوشش؟

الخ.......... که یه روزه می گیرن یه نماز می خونن.مومن خدا شدن.4 تا ذکر...بعد به راحتی... و...و...ریا کاری و کثافتکاری با خون این مردم اجین شده.این ماه هم بهترین فرصت است برای رسیدن ریاکاری به نقطه ماکزیممش.

 

 

+نوشته شده در جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧ساعت٢:٤٦ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

 

شغل هر کسی توی خلق و خو ورفتارهای روزانش تاثیر بسزایی داره.

از وقتی که رفتم دانشگاه واز وقتی که رسما وارد دنیای کار شدم این تاثیر رو روی خودم دیدم.

خوب من حسابداری خوندم. و چند سالی هست وارد وادی مالی شدم.

حسابدرا میخوان بگن مشخصه اصلیشون چیه می گن...یه حسابدار واقعی...چایی زیاد میخوره...سیگار می کشه...و عینکیه.

خوب من که دوسالی هست از بس عینک گم کردم و شکوندم  قید عینکو زدم...سر کارم فرت و فرت چایی میخورم...مخصوصا وقتی حسابام نمی خونه....سیگارم که خوب سر کارنمیشه دیگه ولی .... .

کار ما کار خشکیه...بااعصاب و روان بازی میکنه...طرفت یه مشت عدد و رقم وصورتحساب و مغایرته...فکر میکنم تاثیر بسزایی روی من داشته و بنسبت قبل انعطافم در زندگی کمتر شده.

ما زندگی رو مثل صورت سود و زیان می بینیم بیشتر از بقیه آدما...هی می شینیم حساب می کنیم...خوب چقدر سود خالص داشتیم...کجا رو عوضی رفتیم و زیان کردیم.

رفتاراهای آدمها متقابله...مثل حسابداری دو طرفه...هر طرف بدهکاری ...یه طرف بستانکارداره...متقابل نباشه تراز در نمیاد...مغایرت پیدا میکنه...حسابا نمیخونه.

زندگی از تعادل خارج میشه.یه قدم تو...یه قدم من...یه خوبی تو...یه خوبی من...یه بدی تو....یه بدی من.همه چیز باید متقابلا اجرابشه.یکی بخواد زیادی خوبی یا بدی کنه. اون یکی نه ...تعادل بهم میخوره اون رابطه میپاچه.

اونوقت هی بزن توی سرت اینور کن اونور کن مغایرتو پیدا کن....توی حسابداری بلاخره مغایرت پیدا میشه و مشکل با یه سند اصلاحی حل می شه.

مغایرتهای زندگی چی...پیدا کردنش سخته...مشکل حل کردنشم که... .

بخاطر حرفه ام...رشتم...همیشه دنبال چرا....علت...و دلیل و مغایرتم. دنبال دو دو تا چهار تام.دو با دو باید بشه چهار . نشد نداره.خیلی ازحالتهای لطیف زندگی  برام کمرنگ شده و همینطورکمی هم سخت شدم.

 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱:٠٢ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

نه برای عشق میلی............ ...............نه کسی به فکر لیلی

+نوشته شده در یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧ساعت٦:٥٦ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

امروز داشتم گشتی در سایت روانیار می زدم به مطالبی درمورداسترس و مقیاس جدیدی برای استرس بر خوردم که براتون میذارم:



استرس چیست؟
همه ما با واژه «استرس
» یا فشار روانی آشنا هستیم. استرس هنگامی وجود دارد که شما نگران از دست دادن کارتان هستید، یا نگران تهیه پول برای پرداخت بدهی‌هایتان هستید، یا نگران مادرتان هستید وقتی دکتر به او گفته که به عمل جراحی نیاز دارد. در واقع، برای اغلب ما، واژه استرس مترادف نگرانی است.

امّا بدن ما تعریف گسترده‌تری برای استرس دارد. برای بدن ما استرس مترادف تغییر است. هر چیز که باعث تغییر در زندگی عادی شما بشود، استرس زاست. فرقی نمی‌کند که تغییر «خوب» باشد یا تغییر «بد». هر دو استرس هستند. وقتی که شما منزل ایده‌آلتان را پیدا کرده‌اید و آماده نقل مکان به آنجا هستید، این استرس است. اگر پایتان شکسته است، این هم استرس است. خوب یا بد، اگر تغییری در زندگی شماست، تا جایی که به بدن شما مربوط می‌شود این یک استرس است.

حتی تغییرات تخیلی نیز استرس هستند. (تغییرات تخیلی یعنی تغییراتی که ما در تصوراتمان به آن فکر می‌کنیم و همان چیزی است که ما آن را «نگرانی» می‌نامیم.) اگر می‌ترسید که نتوانید پول کافی برای پرداخت‌ بدهی‌تان تهیه کنید، این استرس است. اگر نگرانید که کارتان را از دست بدهید، این استرس است. اگر فکر می‌کنید که ممکن است در کارتان ترفیع بگیرید، این هم استرس است (هر چند که این یک تغییر خوب است). تغییرات تخیلی در زندگی شما، صرفنظر از این که رویدادی خوب یا بد باشد، استرس‌زاست.

هر چیز که باعث تغییر در روال عادی زندگی روزمره شما گردد، استرس‌زاست.

هر چیز که باعث تغییر در سلامت بدن شما گردد، استرس‌زاست.

تغییرات تخیلی نیز همانند تغییرات واقعی استرس‌زا هستند.

بیائید با هم نگاهی به برخی از انواع استرس بیاندازیم... آنهایی که آنقدر شایعند که شما ممکن است حتی تصوّر استرس‌زا بودن آنها را هم نداشته باشید.

استرس هیجانی
هنگامی که مشاجره، مخالفت و برخورد باعث تغییرات در زندگی شخص شما می‌شود، این استرس است.

بیماری
سرماخوردگی، شکستگی دست، عفونت پوست، کمر درد، همگی اینها تغییراتی در شرایط بدنی شما هستند.

کار کشیدن زیاد از خود
یک منشاء عمده استرس، کار کشیدن زیاد از خود است. اگر شما 16 ساعت در شبانه‌روز کار می‌کنید (یا به میهمانی می‌روید)، در واقع ساعت استراحت خود را کوتاه‌تر کرده‌اید و دیر یا زود، انرژی شما تحلیل رفته و باعث می‌شود که بدن شما نتواند وظیفه ترمیمی خود را به خوبی انجام دهد. به عبارت دیگر، برای بدن شما زمان یا انرژی کافی جهت ترمیم و اصلاح سلولهای شکسته، وجود نخواهد داشت. کار کردن زیاد، باعث ایجاد تغییرات در محیط داخلی بدن شما می‌گردد و در صورتی که به آن ادامه دهید، آسیبها و خسارتهای دائمی به بار خواهد آورد. تلاش بدن برای سالم ماندن در مقابل انرژی زیادی که شما مصرف می‌کنید، یک استرس عمده و مهم است.

عوامل محیطی
آب و هوای خیلی سرد یا خیلی گرم می‌تواند استرس‌زا باشد. زندگی در ارتفاع زیاد از سطح دریا می‌تواند استرس‌زا باشد. هوای آلوده می‌تواند استرس‌زا باشد. همه این عوامل، تهدیدی برای ایجاد تغییر در محیط داخلی بدن شما هستند.

استعمال دخانیات
توتون یک سمّ قوی است. سیگار کشیدن، سلولهایی را که نای، نایژه و ریه‌های شما را تصفیه و تمیز می‌کنند از بین می‌برد. منواکسیدکربن ناشی از کشیدن سیگار باعث مسمومیت مزمن این مادّه می گردد. تنباکو به رگهای بدن لطمه می‌زند و باعث می‌شود که خون کافی به مغز، قلب و اندامهای حیاتی بدن نرسد. کشیدن سیگار، خطر ابتلاء به سرطان را 50 برابر می‌کند.

مسموم کردن بدن با منواکسیدکربن، و بیماریهای جسمی نظیر آمفیزم (اتّساع مجاری ریه در اثر تراکم هوا)، برونشیت مزمن، سرطان و خراب شدن رگها، همه و همه منبع قدرتمندی برای افزایش استرس به زندگی فرد هستند.

عوامل هورمونی

  • بلوغ. تغییرات گسترده هورمونی در دوران بلوغ از عوامل مهم استرس هستند. بدن فرد، تغییر شکل پیدا می‌کند، اندامهای جنسی شروع به فعالیت می‌کنند و هورمونهای جدید به مقدار زیاد آزاد می‌شود. بلوغ، همان گونه که همه می‌دانیم، بسیار استرس‌زاست.
  • تنش پیش از قاعدگی. پس از آن که خانمها به دوران بلوغ می‌رسند، بدن آنها طوری طراحی شده است که با وجود هورمونهای زنانه به بهترین نحو عمل می‌کند. امّا برای خانمهایی که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته‌اند، کمبود این هورمونها باعث استرس عمده‌ای می شود. ماهی یکبار، درست قبل از قاعدگی، سطح هورمون زنان به شدّت کاهش می‌یابد. در بسیاری از خانمها، این کاهش سریع سطح هورمونی، استرس‌زاست.
  • پس از بارداری. سطح هورمونی پس از بارداری به شدّت تغییر می‌یابد. پس از زایمان طبیعی یا سقط جنین، به دلیل از دست دادن هورمونهای بارداری، بسیار از خانمها دچار استرس بیش از حد می‌شوند.
  • یائسگی. نوبت دیگری در زندگی زنان وجود دارد که سطح هورمونی کاهش می‌یابد. این دوران یائسگی است. کاهش هورمونها در دوران یائسگی، آهسته و ثابت است. با وجود این، باعث استرس در بسیاری از خانمها می‌گردد.

مسئولیت اعمال کس دیگری را پذیرفتن
هنگامی که مسئولیت اعمال کس دیگری را قبول می‌کنید، تغییراتی در زندگی شما روی می‌دهد که روی آنها یا کنترل کمی دارید و یا اصلاً کنترلی ندارید. پذیرفتن مسئولیت اعمال یک فرد دیگر از عوامل مهم ایجاد استرس است.

 استرس آلرژیک
واکنشهای آلرژیک یکی از سازوکارهای طبیعی دفاع بدن هستند. هنگامی که بدن شما دچار مسمومیت می‌شود، تلاش خواهد کرد که از شرّ آن خلاص شود، به آن حمله کند، یا به نوعی آن را خنثی سازد. اگر چیزی باشد که در بینی شما جای گرفته باشد، ممکن است واکنش بدن شما به صورت عطسه یا آب‌ریزش بینی جلوه‌گر شود. اگر روی پوست شما جای گرفته باشد، ممکن است تاول بزنید. اگر آن را استشمام کرده باشید ممکن است در هنگام تنفس دچار خس‌خس شوید. و اگر آن را خورده باشید احتمال دارد تمام بدن شما کهیر بزند. حساسیت، قطعا استرس زاست زیرا مستلزم تغییرات عمده در مصرف انرژی در بخشی از سیستم دفاعی بدن شما می گردد تا با آن چیزی که بدن به عنوان یک حمله خطرناک توسط سم خارجی در نظر گرفته، مقابله شود.


   

مقیاس استرس




مقیاس استرس برای بزرگسالان
در جدول زیر، تغییراتی که در زندگی شما پیش می‌آید و میزان استرسی که هر کدام به زندگی شما می‌افزاید آورده شده است. به رویدادهایی که ظرف 12 ماه گذشته برایتان پیش آمده توجه کنید. سپس، نمره آنها را جمع کنید تا نمره خود را به دست آورید.

استرس

مقدار

مرگ همسر

100

طلاق

60

یائسگی

60

جدا شدن از دوست صمیمی

60

زندانی شدن

60

مرگ یکی از افراد نزدیک خانواده بجز همسر

60

بیماری یا زخمی شدن شدید

45

ازدواج

45

اخراج شدن از محل کار

45

آشتی کردن با همسر یا دوست صمیمی

40

بازنشستگی

40

تغییر در وضعیت سلامتی افراد درجه یک فامیل

40

بیشتر از 40 ساعت کار در هفته

35

باردار شدن یا باردار کردن

35

مشکلات جنسی

35

به دست آوردن یک عضو جدید در خانواده

35

تغییر در سمت کاری یا تغییر شغل

35

تغییر وضعیت مالی

35

مرگ یکی از دوستان نزدیک (بجز افراد خانواده)

30

جرّ و بحث با همسر یا شریک زندگی

30

وام گرفتن برای یک منظور مهم

25

خواب کمتر از 8 ساعت در شب

25

تغییر مسئولیتها در کار

25

مشکل با فرزندان یا فرزندخواندگان

25

دستاورد مهم شخصی

25

شروع یا توقف کار همسر

20

شروع یا خاتمه تحصیل

20

تغییر در شرایط زندگی (میهمان در خانه، تغییر هم اتاقی، تغییر دکورخانه)

20

تغییر در عادتهای شخصی (رژیم غذایی، ورزش، کشیدن سیگار و غیره)

20

حساسیت مزمن

20

مشکل با رئیس

20

تغییر ساعت کاری

15

نقل مکان به منزل جدید

15

دوران پیش از قاعدگی

15

تغییر محل تحصیل

15

تغییر در فعالیتهای مذهبی

15

تغییر در فعالیتهای اجتماعی (کمتر یا بیشتر از سابق)

15

وام کم اهمیت

10

تغییر در بسامد گردهمائیهای خانوادگی

10

تعطیلات

10

نقض جزئی قانون

5

مقیاس استرس برای جوانان

استرس

مقدار

مرگ همسر، پدر یا مادر، نامزد

100

طلاق (برای خودتان یا پدر و مادرتان)

65

بلوغ

65

باردار شدن یا باردار کردن

65

جدا شدن از نامزد

60

زندانی شدن

60

مرگ یکی از افراد خانواده (بجز همسر، پدر و مادر)

60

شکسته شدن رابطه عاطفی

55

برقراری رابطه عاطفی

50

بیماری یا زخمی شدن شدید

45

ازدواج

45

ورود به دبیرستان یا دانشگاه

45

تغییر در استقلال شخصی یا مسئولیتها

45

هر نوع استفاده از مواد مخدّر یا الکل

45

اخراج از کار یا مدرسه

45

آشتی کردن با دوست یا افراد خانواده

40

مشکل در مدرسه

40

مشکل جدّی سلامتی برای اعضای خانواده

40

کار در کنار تحصیل

35

بیش از 40 ساعت کار در هفته

35

تغییر رشته تحصیلی

35

تغییر در بسامد قرار ملاقات

35

مشکلات تنظیم روابط جنسی

35

به دست آوردن یک عضو جدید در خانواده

35

تغییر در مسئولیتهای کاری

35

تغییر در وضعیت مالی

30

مرگ دوستان نزدیک (بجز افراد خانواده)

30

تغییر در نوع کار

30

جرّ و بحث با هم اتاقی، پدر و مادر یا دوستان

30

خواب کمتر از 8 ساعت در شب

25

مشکل با افراد فامیل یا خانواده نامزد

25

دستاورد مهم شخصی (جایزه، نمره ... )

25

شروع یا توقف کار پدر و مادر یا نامزد

20

شروع یا خاتمه تحصیل

20

تغییر در شرایط زندگی (میهمان در خانه، تغییر دکورخانه، تغییر هم اتاقی)

20

تغییر در عادتهای شخصی (شروع یا توقف رژیم غذایی، سیگار کشیدن، ...)

20

حساسیت مزمن

20

مشکل با رئیس

20

تغییر در ساعت کاری

15

تغییر محل زندگی

15

تغییر محل تحصیل (بجز فارغ‌التحصیلی)

15

تغییر در فعالیتهای دینی

15

بدهکار شدن (خود یا خانواده)

10

تغییر در بسامد گردهمائیهای خانوادگی

10

تعطیلات

10

نقض جزئی قانون

5

از شما خواستیم که 12 ماه اخیر زندگی خود را در نظر بگیرید و نمره رویدادهایی که برایتان پیش آمده را جمع کنید. آن چه به دست می‌آید احتمالاً شما را متعجب خواهد ساخت. البته درک این نکته بسیار مهم است که تاثیرات تغییرات عمده در زندگی، برای مدتی طولانی باقی خواهد ماند.

اگر مجموع نمره‌های شما ظرف 12 ماه گذشته 250 یا بیشتر بود، بدین معنی است که استرس بیش از حد به شما وارد شده است. البته این میزان برای افرادی است که از نظر حد تحمل استرس در سطح طبیعی و نرمالی به سر می‌برند وگرنه این میزان برای کسانی که حد تحمل پائینی دارند، در حدود 150 است.

استرس بیش از حد شما را مریض می‌کند. تحمّل فشار بیش از حد استرس، مانند این است که توستر برقی را برای مدت طولانی در حالت روشن نگاه دارید و یا یک نیروگاه اتمی از حداکثر توان مجازش بگذرد. دیر یا زود، چیزی می‌سوزد یا منفجر می‌شود.

این که برای شما چه اتفاقی می افتد به این بستگی دارد که « پیوندهای ضعیف » بدن شما در کجا قرار دارند و این عمدتا یک ویژگی وراثتی است.

در زیر، متداولترین پیوندهای ضعیف در بدن افراد و عوارض استرس بیش از حد بر آنها آورده شده است:

مغز: خستگی، سردرد، افسردگی، حملات اضطراب، اختلال در خواب.

معده: زخم، اسهال، کُلیت.

غدد درون‌ریز : اختلال در عملکرد غدّه تیروئید.

قلب: فشار خون بالا، حمله قلبی، نامنظمی ضربان قلب، سکته.

پوست: خارش، کهیر.

سیستم ایمنی: کاهش مقاومت در برابر عفونت

تاثیرات استرس بیش از حد بر روی معده، غدد درون‌ریز، قلب و پوست از مدتها قبل شناخته شده بود. امّا تاثیرات آن بر روی مغز به تازگی کشف شده است. در واقع، یکی از جالبترین دستاوردهای پزشکی در این دهه، کشف تاثیرات فیزیکی استرس بیش از حد بر روی مغز بوده است. اکنون مشخص شده است که خستگی، سردرد، افسردگی، اضطراب و اختلال در خواب به دلیل سوء عملکرد شیمیایی مغز در اثر استرس بیش از حد است

ادامه دارد..........

.



+نوشته شده در شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱٢:۱٩ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

چند وقت پیش تو یکی از کتابهای سیمون دوبورا این جملرو خوندم: زنها فقط وقتی راضی می شوند که آنچه بدانها داده می شود بزور از چنگ دیگری بیرون آمده باشد.خود آن چیز اهمیتی ندارد:پیروزی است که مهم است. یکمی فکر کردم ببینم واقعا اینجوریه.دیدم ای یه موقع هایی ولی نه همیشه.یعنی من که اکثریت مواقع اینجوری نیستم.

+نوشته شده در جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱۱:٥٤ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

یکی از معظلات زندگی ماشینی امروزه مشکل استرس است.

که برای زندگی بهتر و باید استرس خود را مدیریت کرد. تاثیر استرس بر توانایی های و راندمان کاری در حدیست که بسیاری از سازمانها سعی برآموزش و توانمند کردنکارمندانشان برای مدیریت استرس دارند.

 

استرس:

پاسخ دینامیک ما به تغییرات مستمر محیطی برای سازگاری با آن است.

استرس تاثیر جسمی و روانی رویما دارد ومی تواند پیامد های مثبت ومنفی داشته باشد.

ماهیت استرس:

مرک همسر                     100         

طلاق                                 73

مرگ نزدیکان                    63

تصادف                              53

ازدواج                                50

بازنشستگی                     45

توقیف اموال                      30

درگیری با مافوق              23

تغییر محل سکونت           20

تغییر عادات خواب             16

تعطیلات  13 جرایم کوچک   11

 

انواع استرس:

 

1-قابل پیشگیری

2-قابل کنترل

3-غیر قابل کنتری

 

نشانه ها و پیامد های منفی استرس:

 

جسمی:

1-سردرد

2-افزایش ضربان قلب و تنفس

3-عرق کردن بیش ازحد

4-خشکی دهان

5-اختلالات گوارشی

6-اختلال خواب

 

 

روانی:

1-کاهش تمرکز  وتصمیم گیری

2-اختلال در حافظه کوتاه مدت

3-تحریک پذیری

4-عصبنیت

5-افسردگی

6-انزوا و گوشه گیری

 

 

ادامه دارد............. .

 

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱:٠٧ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

روز جهانی وبلاگ نزدیکه بد ندیدم یکی از پستهای سال گذشتمو دوباره بذارم.

دی ماه ۸1 شروع کردم به وبلاگ نویسی .حدود5 سال و نیم از عمر وبلاگ نویسیم می گذره در این مدت وبلاگ نویسی من بسته به فراخور دچار نوسانات و تغییراتی شده.تجربه و برداشتهایم را از وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی در این چند سال بازگو می کنم که ***در ابتدا بیان می گنم خود من هم جزوی از این خانواده می باشم و بیان بعضی مطالب خود من را هم شامل می شود.***امیدوارم باعث دلگیری نشود.هدف شاید بتوان گفت نقد وبلاگ نویسی در جامعه کنونیست:

شاید بتوان گفت چند نوع وبلاگ داریم:

1-وبلاگهای تخصصی(علمی.ادبی. فلسفی.عکاسی و...)

2-وبلاگهای اصلاع رسانی(عموما اخبار و تحلیلهای روزانه اجتماعی و سیاسی) 3-وبلاگهای اعتراضی(وبلاگهایی که اعتراض خود را در مورد مسائل گوناگون جامعه بیان می دارند)

3-وبلاگهایی که متعلق به گروه خاص اجتماعی . اقتصادی . یا سیاسی می باشدو بیانگر اهداف و خط و مشی گروه و رسانه آن می باشند.

4- وبلاگهای عمومی ..................

بیشترین آمار مربوط به وبلاگهای عمومیست. چند سال پیش در مقاله ای می خوندم که ایران رتبه دوم رو در وبلاگ نویسی داره. دوستی می گفت که وبلاگهای فارسی زبان بعد از وبلاگ های انگلیسی و اسپانیش در مقام سومه.حالا چقدر صحت داره نمی دونم.

وبلاگهای عمومی بر عکس وبلاگهای دیگه که هدف خاصی رو دنبال می کنن. کاملا شخصیست و گاها در ابتدا بدون هدف مشخصی ایجاد می شه. طی حدود 5 سالی که از عمر وبلاگ نویسی من و وبگردی من می گذره به نتایجی رسیدم . افراد وبلاگ نویس تقریبا شامل یکی مشخصات ذیل هستندالبته این مسئله کلی ه. ممکنه وبلا گ نویسی شامل هیچکدوم نباشه. عده ای کسانی هستند که در دنیای واقعی روابط عمومی خوبی ندارن و نمی تونن به را حتی ارتباط بر قرار کنن و یا حرف دل رو راحت بزنن و افراد درون ریزی هستند. که در بازگو کردن خیلی مسائل در دنیای واقعی مشکل دارن و وبلاگ وسیله ایست برای تخلیه روانی. از اونجایی که بسیاری از جوانان جامعه کنونی دچار افسردگی هستن . مشاهده می شه که اکثر وبلاگها دارای متن سیاه ونا امید میباشن.به این دلیل هست که این افراد در درگیری با مسائل با نوشتن و به اشتراک گذاشتن مشکلات و غمها مقداری از فشار و بار روانی خودشون رو کم می کنن. که البته این در روانشناسی هست که با نوشتن و یا صحبت کردن و به اشتراک گذاشتن مشکلات و غمها می شه از بار سنگین اون خلاص شد. عده ای وبلا گ نویسها افرادی هستن که دچار اختلالات هذیانی هستن.کسانی که دچار توهم و اختلالات روحی می باشند و توهمات خودشونو توی نوشته های وبلاگشون می آر ن.

عده ای دچار هذیانهایی مثل هذیان بزرگمنشی هستن.که گاها دارای اعتماد بنفس زیاد و خود بزرگ بینی هستن. که فکر می کنن تافته جدا بافتن و نوشته هاشون و افکارشون و دیدگاهاشون با همه فرق می کنه و استثنایی هستن وهیچکس رو هم قبول ندارن.نوعی قلوارزش قدرت دانش یا هویت خود"یا" داشتن ارتباط و یژه با خدا و افراد مشهور اینگونه افراد معمولا قسمت نظر سنجیشونو فیلتر می کنن و تاب شنیدن نظرات مخالف رو ندارن.

عده ای دچار اختاتل شخصیت چند قطبی هستن دارن چند شخصیت که گاهی شاد و گاهی غمگینن.

عده ای دچار هذیان جسمانیند که بنوعی مثلا دچار یک نوع بیماری لاعلاج هستن که درمان نمیشن و توی نوشته هاشون معمولا از بیماریشون یاد می کنن . از مشکلا قلبی و ... خون بالا آوردن و .... .

گروهی هذیان حسد که دائما تکرار می کنن که شریک جنسی فرد وفاداری نیست و بهش خیانت می کنه. یا اینکه از این حرف می زنن که شخصی که موقعیت برتری نسبت بهشون داره عاشقشون شده. و............ .............

اکثر وبلاگها یا مضمون عاشقانه داره یا حرف از غم و ناامیدی می زنن مخصوصا خودکشی. تعدادیشم که دفتر چه خاطرات روزانست .

 

بد نیست این رو هم بگم اکثر متنهای وبلاگها کپی از کتابها یا وبلاگهای دیگست با کمی تغییرات بدون ذکر نامی از نویسنده اصلی مطلب.

 

بعضیها دنیای وبلاگ نویسی رو با چاله میدون اشتباه گرفتن و اصولا هدفشون اینجا پیدا کردن دوست دختر و پسره.

دخترها بدنیال روابط عاطفی و پسرها اکثرا دنبال رابطه ای که به سکس ختم بشه.

حتما به این موضوع بر خوردید که دخترها تمایل بیشتری به کامنت گذاشتن در وبلاگ پسرها و پسرها هم بر عکس.البته این بیشتر مربوط می شه به وبلاگ نویسهای با سن پایین تر.دوستی می گفت چرا من برای پسرا کامنت میذارم نمیان و لی دخترا با کله میان؟؟؟!!! بعد خیلی جالبه اکثر دخترای کم سن و سال خدا نکنه پسری بیاد 4 تا کلمه قلمبه و سلمبه بنویسه. باور کنید اصلا نمی فهمن چی نوشته. فحشم باشه نمی فهمن یعنی می یان یک به به و چه چهی می کنن. گاهی با خودم می گم واقعا اینها اینقدر توی دنیای واقعی در ارتباط بر قرار کردن با جنس مخالف مشکل دارن!!!؟؟؟

که گاهی در حد خورد کردن شخصیت خودشون در وبلاگه کامنت می ذارن. و .... . باور نمی کنید چه چیزهایی که دیدم و شنیدم از نقشه هایی و کلکهایی تو سط وبلاگ نویسها برای ایجاد یک ارتباط.حالا از هر نوعش.

برای من جالبه که میان توی صفحه کامنت شماره تلفن می ذارن. می خوام بیشتر باهات آشنا بشم.... خیلی شبیه منی(جلل خالق از یک نوشته می تونن شباهتهارو بفهمن و آدما چقدر شبیه دارن) وخیلی چیزایی که خودتون بارها دیدید ......... .

بعضیها میان اصلا متن وبلاگو نمیخونن . می نویسن درست می گی. زیبا نوشتی. وبلاگ زیبایی داری به من هم سر بزن. یا اینکه یه کامنت رو کپی می کنن عین اونو تو صد تا وبلاگ می ذارن. یا با تبادل لینک چطوری؟؟؟!!!!!!!! خدایی این کامنتا دیگه وحشتناکن.و گاهی تهوع آور.

 

در آخر: وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی یکی از بدترین اعتیاد ها رو میاره. اکثرا وبلاگ نویسها چندین بار در روز صفحه وبلاگشونو باز می کنن. و ساعتها از وقتشون رو پای نت صرف می کنن. معتاد می شن به وبلاگ نویسی و وبگردی. به سختی می تونن از وبلاگشون ونوشتن دل بکنن. حتی در بدترین شرایط روحی. جسمی و کاری.که گاهی بیش از حد نرمال و عادیه.که خود منم شاملشون میشم. ..............

نتیجه: ممکنه شما جزو هیچکدوم نباشید. ممکن هم هست دقت کنید ببینید علائمی مثلا از افسردگی در وجودتون هست که به وبلاگ نوسی روی آوردید.

نوشته های وبلاگ نشان دهنده شخصیت واقعی وبلاگ نویس در دنیای واقعی نیست.گول جملات قشنگ رو نخورید.

در انتها فکر می کنم فشارهای مختلف روحی و روانی به هر علت که بر جوانان امروزی هست... نبود تفریح و شادی و تخلیه روانی .... تنهایی و عدم اعتمادی که حاکم شده بین آدمهادر دنیای واقعی ....گذر از سنت... و زندگی ماشینی... کمرنگ شدن ارتباطهاو... . علت اصلی روی آوردن جوانان به وبلاگ نویسیه که می خوان بگن:

 

 

یکی صدای من رو هم بشنوه.

*منم هستم*

 

 

 

 

..............

دوست دارم نظر و دلایل شما رو هم بدونم.

+نوشته شده در یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ساعت٩:٤٤ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

 

( موجودها(شرایط موجود)=ایده آلها)

بهترین حالتی که ممکنه اتفاق بیفته که آرزوی همست.چرا نباشه؟؟؟!!!

ولی خوب معمولا احتمالش نزدیک به صفر که همه ایده الها محقق بشه. .یعنی

اونقدر کمه که صفر در نظر می گیریم.

اما  هرچی نزدیکتر باشن به هم یعنی به تساوی آرامش رو هم بیشتر  میاره. و به خوشبختی یی که مد نظره نزدیکتر میشیم.

......

پ ن:دیروز یک مهمانی دونفره داشتیم...یک جشن دونفره...ازهمان هایی که  بهانه ایست برای ساعتی فراموش کردن  سختیها وناکامیهایی زندگی.برای باهم شاد بودن.

پا نوشت:این پ ن ربطی به نوشته بالا نداره.

+نوشته شده در شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٧ساعت٩:٤٤ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

 

امام جمعه مشهد:

امروز آن چه در مسئله زن بر دنیا حاکم است، اصول فمینیسم است. درحالی که در مسئله حقوق زن اصولی که اسلام به آن قائل است، خلاف مبانی فمینیسم است. حضور ما در عرصه های بین المللی باید نشان دهنده اصول ارزشی مان باشد، مسئله برابری زن و مرد یک اصل فمینیستی است و اسلام با اصل برابری زن و مرد مخالف است.

+نوشته شده در چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧ساعت٢:۱۸ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

اینجا یه جانوشته: به تاریکی لعنت نفرست یه شمع روشن کن.

جمله قشنگیه ها.

ولی نمی دونم چرا همیشه از این جمله های کلیشه ای بدم میومده.

یا دیدید کسایی که  همیشه سعی می کنن جملات مثبت و انرژی دار بگن.

که من خوبم....من می تونم...من الم ...من بلم... و از این شر و وراکه فعلا حوصله ندارم فکر کنم یادم بیادبقیشون دیگه. حوصله این آدما با ک... و شراشونوم ندارم.طرف یا همین شر و ورا اعتماد بنفسش رفته بالای صدهزار که نگو و نپرس .می بینیش خندت می گیره. ای بابا این داره به چیش می نازه  سبز خودشم باورش شده یه پخی هست. ولی من که دارم  میبینم هیچ پخیم نیستا.

آخ گاهی دلم میخواد برم بهش بگم بس کن دیگه ملت دارن بهت میخندن.

البته آدم احمقم زیاد پیدا می شه باورشون بشه ها که طرف یه پخی هستا.

به این می گن اثر تلقین بردیگران. اعتماد بنفس کاذبتو ببر بالا اعتماد بنفس طرفتو بگیر.

 

+نوشته شده در دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧ساعت۳:٢۱ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

خوندن 2 خط نوشته گاهی می تونه آنچنان ببردت به گذشته که حس کنی قلبت داره از جاش در میاد.

دوستم می گه کاش میشد گاهی بر گشت به گذشته.

ولی من  می گم کاش میشد زمان  رو در یکجا ثابت نگه داشت.

+نوشته شده در شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧ساعت۱٠:۳۱ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()