بربادرفته

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

"برای شهریار بسیار ایمن تر است بجای آنکه دوستش بدارند از او

بترسند."

ماکیاولی 

+نوشته شده در جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸ساعت۱٢:٤۱ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

گاه نیش زبان آنچنان مجروحت می کند که صد خنجر زهر دار هم نمی تواند چنان ضربه کاری یی بزند.

شنیده ای؟! راست می گویند زخم زبان از زخم شمشیر هم بدتر است.

ز نشتر سخنِ بد، مکن دلی را ریش

که چاره‌اش به هزار ا هتمام نتوان کرد

جراحتی که ز تیغ زبان رسد به دلی 

به‌‌هیچ مرهم نیک، التیام نتوان کرد

((میانه ی تو و او گر زبان زدی زخمش/

به غیر صحبت سنگ و سبو نخواهد شد))

+نوشته شده در سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸ساعت۸:٥٤ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

یکی از پستهای قدیمی:

سیاست اطاعت((رساله بردگی اختیاری))2
رساله بردگی اختیاری(قسمت دوم)اتین دولا بوئتیپیرو  قسمتی از رساله اون:به اعتقاد اتین دولابوئتی پرسش اصلی و محوری در نظریه سیاسی این است که چرا مردم دنیا به انقیاد وبردگی خود تن می دهند؟با طرح این پرسش او به هسته فلسفه سیاسی را می گشاید:راز اطاعت مدنی چیست؟او علت اصلی اطاعت انسان در دوران کودکی را رشد نکردن قوای عقلی و تمیز ندادن در نتیجه اطاعت از والدین می داند.ولی پس از رشد عقلی انسان باید بعنوان یک موجود آزاد تابع عقل خود باشد ((هر انسان در باطن خود بذری از خرد دارد که اگر خوب رشد و پرورش یابد شکوفا می گردد . اما اگر نتواند با معایب و نواقص موجود در محیط به مقابله بر خیزد. تباه خواهد شد.)) وی به حق طبیعی بشر به آزادی اشاره می کند ..((کمترین تردید نیست که همه ما بنا بر طبیعت خود آزاد هستیم.به همین دلیل نمی توان ادعا کرد که طبیعت عده ا ی از انسانها را از ابتدا برده به دنیا آورده است.))چگونه انسان حافظه نخستین خود را از دست داده و میل بازگشت به شرایط اولیه را فراموش کرده است؟؟.......((یک جبار در واقع هیچ قدرتی ندارد جز قدرتی که شما به او تفویض کرده اید تا نابودتان کند اگر شما به او چشم ندهید. از کجا اینهمه چشم د ارد تا شما را زیر نظر بگیرد؟اگر شما خود به او دوست و بازو نبخشید از کجا این همه بازو فراهم می کند تا سرکوبتان کند؟اگر خود شما به او قدرت ارزانی ندارید.چگونه قادر است بر شما تحکم کند؟اگر شما با او همکاری نکنید چگونه جرئت می کند به شما بتازد؟؟))(ص 22 پ2).............از نظر او جباران سه دسته اند:برخی توسط مردم انتخاب می شوند. برخی به زورسلاح و نظامی گری به مسند می نشینند.و دسته ای نیز استبداد را به ارث می برند.آن که توسط مردم به قدرت می رسد به نظرمی رسد ملایم تر و قابل تحمل تر است . اما وقتی خود را در موقعیتی بر تر میابد.و در مقام نفوذ قرار می گیرد بعید است از قدرت دست بکشد. چنین حاکمی معمولا حکومتی تفویضی از سوی مردم به خود را بصورت موروثی در آورد و هنگامی که وراث او چنین طرز تفکری را بپذریرند چنان به بی رحمی وقساوت روی می آورند که از بقیه جباران نیز پیشی می گیرندآنان برای مهار مردم و تحمیل استبداد .ناچارند با توسل به زور و ارعاب .خاطره ای از آزادی را از اذهان مردم پاک کنندو معوملا در این کار موفق میشوند.آنان که انتخاب می شوند طوری با مردم رفتار می کنند که گویی در حال رام کردن گاوهای وحشی اند.آنان که با زور و سلاح به قدرت می رسند مردم را اسیر جنگی فرض می کنند.آنان که وارث استبدادند مردم را بردگانی می دانند که همواره با سایر اموال به آنان ارث رسیده............باور نکردنی است وقتی یک ملت فرمانبردار می شود چه زود آزادی خود را به فراموشی می سپارد و چنان از آن یاد می برد که هرگز تصوری از باز یافتن ان بخود راه نمی دهدو چنان با کمال میل مطیع می شود که هر ناظری گمان می کند آنان پیش از آن چیزی به نام آزادی را از دست داده باشند و چیزی موسوم به بردگی را بدست آورده اند.درست است که به انقیاد در آوردن در ابتدا کاری سخت و دشوار است اما نسل بعدی به آسانی اطاعت را می پذیرد. به همین دلیل انسانهایی که زیر یوغ ظلم به دنیا می آیند و در شرایط بردگی بزرگ می شوندو پرورش میابند راضی و قانع هستند و استبداد را در بست می پذیرند. اینان شرایط زیستی خود طبیعی می دانندو تصوری از حقوق انسانی خویش ندارند.البته نسل آینده همواره نقاط ضعف و زوایای تاریک زندگی تاریک گذشتگان را می کاود و در میان کتابها و آثار آنها به کنکاش می پذیرد با این همه نفوذ قدرتمند سنت و عادت پذیری به ویژه عادت به اطاعت غلبه می کند. که هیچ کدام قانع کنند و توجیه گر نیست.بدین تر تیب دو عامل عادت و سنت توده های مردم را نسل در نسل پذیرای استبداد می سازد.

+نوشته شده در دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ساعت۱٠:۳٦ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()