بربادرفته

 

-------------------------------------

امروز به هر جا سرک میکشی می بینی در باره یلدا نوشتن.

هفتمین یلداست که به تنهایی با خودم بر گزارش می کنم.


تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست

گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست.

 

پ ن:هی .فقط یه احمق میتونه کسیوکه دلش باهاش نسیتو دوست داشته باشه.یادت

باشه همه چیز تو یه رابطه دو طرفست.

دنیا رو بد ساختند.....

 

کسیو که دوست داری تو رو دوست نداره.

 

کسی که تو رو دوست داره،تو دوسش نداری .

 

 

 


+نوشته شده در دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸ساعت۱:٤۱ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

شیشه نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی

                              هر شکستی که به هر کس برسد ازخویش است.


همین.

نقطه سر خط..

.


+نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ آذر ۱۳۸۸ساعت٩:٤٥ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

فکر نمی کردم روزی  دغدغه ها. وسوسه ها و واهمه های فکری زندگیم اینقدر زیاد باشه.اینقدر خودمو اسیر روزمرگیهای زندگی کنم که از خودم به کل غافل بشم.نادان  و اهمال کار بشم. اینقدر واضح نیاز به بودن یک همراه همیشگی رو حس کنم.و حریص محبت و نوازش بشم.دهه چهارم زندگیم  پر  شده از نیاز،خواهش ، تمنا و از همه مهتر ترس و خالی بودن.

تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن

ولی با همه اینها من یک زنم یک زن قوی و مستقل.با این جملات گاهی خوب می تونم خودمو گول بزنم. و زمزمه کنم:

"اندکی صبر سحر نزدیک است"

 

+نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸ساعت۱٠:۳٥ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

دردم از یار است و درمان نیز هم

+نوشته شده در یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۸ساعت٥:٥٦ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()