بربادرفته

اوضام اصلا رو براه نیست.

ترس ار آینده...چند راهی...نتونستن تصمیم گیری...غربت....همه اینا یه طرف ،دلم یه طرف.

بد جوری گه گیجه گرفتم.می ترسم آخرش یه تصمیم اشتباه بگیرم.

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩ساعت۳:٥٩ ‎ق.ظتوسط لیلا | نظرات ()

همیشه نوشدارو بعد مرگ سهراب...

این است تمام سرنوشت من.

+نوشته شده در چهارشنبه ٦ امرداد ۱۳۸٩ساعت٥:۱٧ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()