بربادرفته

1=شاید اولین باره که حال و حوصله سفر ندارم.حوصله هواپیما سوار شدن.حوصله ماشین سواری یا هر چیز دیگه.

2=رشته گردنبند نازنین مرواریدم امروز سر کار پاره شد و تمام دونه هاش  پخش شد روی گرانیتها.کلی  شم پیدا نکردم.خیلی دوستش داشتم.امیدوارم رشته دوستیها.محبتها و الفتها پاره نشه.

3=کسی که معنی سختی رو فهمیده باشه.با چنگ و دندون آرامشو می چسبه و قدرشو می دونه.

 

4=ای تو پناه همه روز محن

بازسپردم به تو من خویشتن

 

۵=اگه دستام خالی باشه...اگه باشم عاشق تو ...غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو... .

+نوشته شده در شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٧ساعت۱۱:٤۸ ‎ب.ظتوسط لیلا | نظرات ()