خطابه تدفین

غافلان همسازند

تنها طوفان کودکان ناهمگون میزاید

همساز سایه سانانندش

محتاط در مرزهای آفتاب

درهیئت زندگان مردگانند

و ینان دل به دریا افکنانند

به پای دارنده آتشها

زندگانی پیشاپیش مرگ

دوشادوش مرگ

هماره زنده از آن سپس که با مرگ

همواره بدان نام که زیسته بودند

که تباهی از درگاه بلند خاطرشان شرمسار و سر افکنده میگذرد

کاشفان چشمه،

کاشفان فروتن شوکران

جویندگان شادی در مجری آتشفشانها

شعبده بازان لبخند در شبکلاه درد

با جا پایی ژرف تر از شادی

در گذرگاه پرندگان

در برابر تندر میایستند

خانه را روشن میکنند و میمیرند

/ 0 نظر / 9 بازدید