تکرار

.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

صدایی پیچید :  اعتماد  لیلا

بعدش چند دفعه توی گوشم تکرار شد بعد به زبونم... .
اعتماد کن
اعتماد کن
اعتماد کن
اعتماد کن
اعتماد.اعتماد. اعتماد.اعتماد. اعتماد .اعتماد.اعتماد.اعتماد.اعتماد.اعتماد.اعتماد.اعتماد.
نمی دونم این چه خاصیتیه که وقتی یک کلمرو پشت سر هم و بلند تکرار کنی یه دفعه انگار که اون کلمه برات بی معنی می شه و اولین باری هست که می شنوی .باید یه خورده سکوت وصبر کنی تا دوباره معنیشو بفهمی.شایدم نسبت بهش بی حس می شی.


چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را
در ته دوزخ افکنم جان پر اضطراب را


تافته عشق دوزخی ز اهل نصیحت اندرو
بر من و دل گماشته سد ملک عذاب را


شوق ، به تازیانه گر دست بدین نمط زند
زود سبک عنان کند صبر گران رکاب را


آنکه خدنگ نیمکش می‌خورم از تغافلش
کاش تمام کش کند نیمکش عتاب را

/ 8 نظر / 11 بازدید
همفری بوگارت

میدونی بعضی ادما انقدر تا سر تو بی اعتمادی فرو رفتن و دلیل دارن که داتا نمتونن اعتماد کنن تقصیر خودشون نیت تو ضمیر ناخداگاهشون این بی اعتمادی رخنه کرده

ییلاق ذهن

اعتماد یه حس درونیه هروقت دلت گفت که میشه اعتماد کرد اعتماد کن شک نکن! حس آدم دروغ نمیگه

سمیرا

سلام............اعتماد کلمه ای که نسبت به خیلیا داشتم و اشتباه کردم و چوب اعتماد الکی به خیلیا رو هم خوردم. دوست داشتی بیا اونرا یه مطلب طنز راجع به آقایون گذاشتم [گل]

سمیرا

سلام............اعتماد کلمه ای که نسبت به خیلیا داشتم و اشتباه کردم و چوب اعتماد الکی به خیلیا رو هم خوردم. دوست داشتی بیا اونرا یه مطلب طنز راجع به آقایون گذاشتم [گل]

شرمین

ولی با وجود تمام بی اعتمادی ها، مجبوریم اعتماد کنیم[ناراحت]

b-m

اگه بخوام هر بار که می خونمت نظر بنویسم ،باید همیشه کل متن نوشته هات رو کپی کنم جای نظر بذارم یا مثل همیشه بنویسم عمیقا قابل حسی ،نمی دونم چرا همه احساست و همه ی حرفهات رو در حد هجا های کلماتی که به کار می بری حس کردم و می فهمم

پیمانه

تكرار يعني عادت .. عادت به همه اون چيزايي كه مي بينيم و با تكرار ديگه نميبينم..و شايد تكرار به شنيدن همه اون چيزيايي كه مي شنويم و ديگه ......

[سبز]