انحصاری

_ _ _ _ __ _ _ _ __ _ _ _ __ _ _ _ _

اینکه من انحصار طلبم هیچ ربطی به حسادت نداره.از بچگی همینجوری بودم.دوست نداشتم تو هیچ چی با کسی شریک باشم.به هر چی هم دیگران داشتن هیچ وقت چشم نداشتم چون حسود نبودم وقتی پای حسادت میاد وسط که به چیزایی که دیگران دارن حسادت کنی.وقتی نخوای چیزایی که خودت داری با دیگران شریک بشی اسمش حسادت نیست.حالا متاسفانه (البته برای طرف بنده خدا )از جمله چیزای خیلی مهمی که کاملا برای من انحصاریه مردیه که حالا تحت هر عنوان توی زندیگمه...می خوام همه چیش همه چیش فقط و فقط برای خودم باشه. خنده هاش... شوخیاش...حتی گریه هاش...حتی درد و دلاش.خلاصه همه چی دیگه.اصلا من طرفدار قانون همه یا هیچم.همون دیجیتالی سیستمم آنالوگ نیست که بین صفر و یک هم وجود داشته باشه یا صفر یا یک.

 خوب چیکار کنم همیشه همین جوری بودم از روز ازل چشمم آب نمی خوره عوض هم بشم .


پ ن1:خدا رو شکر پسر نشدم وگرنه زنمو نمی ذاشتم آفتاب مهتاب ببیندش زندونیش می کردم تو خونه که فقط مال خودم باشه.حالت ولی زورم به مردا نمی رسه که.

پن ٢(بی ربط):

کی شود این روان من ساکن

این چنین ساکن روان که منم؟

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارژنگ

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸۸ساعت۱٠:٠٤ ‎ب.ظ توسط لیلا | نظرات (11) [لبخند] موفق باشیم!!!!

نقطه نويس

البته تو مورد آخري اكثر آدما در مورد مرد يا زني كه تو زندگيشونه،اينطورين، شايد شدتش كم و زياد باشه. من در مورد كتابم اين مدليم. موفقيت چيز خوبيه، همگي موفق باشيم!

b-m

/یه کم هم به ما یاد بده ، خدا خیرت بده

امیر

خب در این شکی نیست که هر چیزی فابریکش خوبه و انحصاری بودنش! اين احساس و خواسته ي شما كاملاً حقيقيه و طبيعي و حق مسلم شماست![چشمک] خدارو شكر كه پسر نشديد![نیشخند]

مهرداد

من که انحصارطلب نیستم و همه چیزمو به اشتراک گذاشتم وجه خوب اشتراک اینه که میشه همدلی کرد اما اگه یه روز زن بگیرم هر کاری دلش بخواد میتونه بکنه...حتی../......

ارژنگ

به مهرداد : جوجه رو آخر پاییز می شمرن [چشمک]

مهرداد

من جوجه هام رو شمردم و تو کله کردمشون