بغض

یه وقتهایی مثل امروز هست که دلم می خواست یه گوشه دنجی بود که سرمو بذارم بمیرم.بیخود و بی دلیل.

 

++++++++++++++++++++++++

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم.


حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

/ 3 نظر / 15 بازدید
یه شکلات

دلم می خواست یه گوشه دنجی بود برم بمیرم اما بادلیل

مریم ز

بیمعرفتارو میدزدن میندازن گونی ادمیکه دوستشو فراموش کرده

وحید

نمی فهممتون اما قسم می خورم ادم نفهمی نیستم